تبلیغات
کویر تشنه ی باران

 

       به تو می اندیشم                                                                                          


 

مهربانم به تو می اندیشم !

 

من خسته

چشم بسته

رو به آسمان

به تو می اندیشم

 

من تشنه

من خموش

فارغ از هر بودنی

به تو می اندیشم

 

من در این آتشین ظهر خانه مان

من در این کلبه ی تنهای دلم

من در این اوج کویر و برهوت

به تو می اندیشم

 

روح من در پرواز

جسم من در بند است

من در این تنگ قفس

به تو می اندیشم

 

من در این کلبه ی تاریک و خموش

چشم بر راه نشستم هر روز

راز دل گفتن من با سنگ است

و پژواک صدایم در کوه

که مرا غرق تمنایی کرد

به تو می اندیشم

 

گاه شب ها یک ستاره مرا تا اوج همراهی می کند

گاه روز ها یک تکه نان سرد و خشک روح افلاکی مرا خاکی می کند

گاه در چرخش یک ساعت چوبی و زشت

غرق این دوران شادی می شوم

غرق در اینکه امروز چقدر زود گذشت

در میان چرخش عقربه ی ثانیه گرد

به تو می اندیشم

 

گاه یک شب تا به سحر

خواب به چشم من نمی آید باز

تا که در تاریکی

اوج زیبایی یک جمله ی کوچک را درک کنم

من در این تاریکی

به تو می اندیشم

 

روزها تند گذشت

هفته ای دیگر شد

باز من هستم

ساکت ، آرام و خموش

چشم بسته ، تو را می بینم

به تو لبخند می زنم

و به این جمله ی کوتاه و قشنگ

به تو می اندیشم

 

من در این جمله تو را می بینم

و خودم را نیز

و زندگی را

و صبح را

و همه ی چیز های خوب را

من در این جمله هر روز زاده می شوم

از تنگنای همان کلبه ی تاریک و خموش

از درون همان تنگ قفس

تا تو را باز به چشم بسته

بنگرم و بگویم دیگر بار

به تو می اندیشم

 

مهربانم به تو می اندیشم

از ورای همه ی فاصله ها

از ورای گذر تند زمان

از درون قفس تنگ جسمم

تا فراسوی زمین

تا خود ماه

به تو می اندیشم

 

و در این پاک فضای آرام

غرق در خوبی تو می گردم

آنچنان که مرا دیگر نیست

و مرا خواستنی دیگر نیست

به تو می اندیشم

 

به تو

به باران

به آب

به خاک

به کویر

به نسیم

و آسمان

...

 

من در آیینه تو را می بینم

از ورای پوسته ی ظاهری ام ،

شعله ای در دل من

از وجود تو زنده است

شعله ی کوچک من بهترین گنج من است

من به این شعله نظر می کنم و

به تو می اندیشم

 

کلبه ها ، قصه ها و غصه ها

ساعت زشت به دیوار اتاق

گذر تند زمان

و صدای مبهم سکوت این ظهر

همه اش بر باد است

،

آنچه که خواهد ماند

منم و تو

و یک شعله آرام و قشنگ

...

مهربانم به تو می اندیشم !

 

 


 

  سه شنبه 4 مهر 1385                                                    نظرات ()

*****************************

  

 

 

 

 

 

 

 

 

Home
E-Mail


My photos :

 

www.flickr.com
This is a Flickr badge showing public photos from Vahid.Hm. Make your own badge here.


Links:



Archive :  

( اردیبهشت 1388 (1
( آبان 1387 (1
( شهریور 1387 (2
( اردیبهشت 1387 (1
( اسفند 1386 (2
( دی 1386 (1
( آبان 1386 (4
( مهر 1386 (1
( شهریور 1386 (2
( تیر 1386 (3
( خرداد 1386 (2
( اردیبهشت 1386 (4
( فروردین 1386 (3
( دی 1385 (1
( آبان 1385 (2
( مهر 1385 (4
( شهریور 1385 (6
( مرداد 1385 (5
( تیر 1385 (7
( خرداد 1385 (4


       Today :      
       Yesterday  
        All :            


Designer : Kavir