تبلیغات
کویر تشنه ی باران

 

       ۳۷                                                                                          


 
چهارشنبه، 6 مهر، 1384

پُرم از حرف و سکوت

سلام

معذرت میخوام اگر دیر کردم

چیزی ننوشتم چون که حرفی نبود

 دستم خالی است

ذهنم خالی است

خالی از آنچه باید باشد

و پر از آنچه هست

وباید باشد ؟؟

 

خیلی تفاوت پیدا کرده نوشتنم با گذشته

امروز یکی از دست نوشته های قدیمی ام را دیدم

حس کردم از یکی دیگه است

تا وقتی که در آرشیو نوشته هام ندیدمش باورم نشد

من اونو نوشته بودم

وحالا دیگه خودمم را هم در نوشته ی خودم پیدا نکردم

من همانم که بودم

ولی کاش همیشه یادمان بماند که چی بودیم

بحث اون نوشته و من نیست

 

حرفام کم شده

دیگه واسه نوشتن باید فکر کنم

واسه جمله بندی ، واسه موضوع نوشته هام

 

شاید خسته شدم

 

روزی آنقدر حرف برای گفتن بود که حرف نزدن سخت می نمود

و امروز آنقدر حرف کم است که حرف زدن سخت شده

 

خیلی وقته سبک نوشته هام تغییر کرده

پست قبلی را که نگاه کردم وحشت کردم

رمان بود

و حرف

فقط حرف

 

قرار نبود اینجا حرف بزنم

میخواستم بنویسم

الانم همین را میخوام

ولی نمیشه

 

پُرم از حرف و سکوت

پُرم از درد و امید

 

پُرم از فکر و  خیال

پُرم از بود و نبود

 

بودنم بی بود است

بر لبم  بدروود است

 

چقدر بگم بدروود ، خسته شدم دیگه نمیتونم

بازم اگر بخوام بنویسم رمان میشه

مثل این چند نوشته آخر

همش بدروود

همش خدا نگهدار

همش امیدواری

خیلی هاش عبث

 

کی میشه سلام کنیم ؟

دلم یه ذره شده واسه طنین یک سلام صادقانه

یک سلامی که نه از روی عادت باشه

سلام باشه

دروود باشه

 

**************

 

بال و پر ریخته مرغم به قفس
 تا گشایم پرو بال
 تا بگویم كه در این تنگ قفس
چه به مرغان چمن می گذرد
رخصت آوازم نیست

(حمید مصدق )

 

 **************

رخصتم هست ولی

قدرتم در تن نیست

 

ذهن من پژمرده

بس که بی بارانی است

 

فکر من افسرده

بس که بی سامانی است

 

به چه می اندیشم

من که دیگر قفسی مانده تهی در پیشم

 

می پرد مرغ ِ  نگاهم تا اوج

می پرد مرغ ِ امیدم تا صبح

 

می پرد تا دور ،  تا دشتی پُر ِ نور

من جدا مانده تک و تنها بی نور

 

لحظه ها در گذرند

قلبها بی خبرند

چشم ها منتظرند

 

بازگرد ای مرغ ِ به شب رفته سفر

من تو را منتظرم

 

************

این نوشته هم به خاطر دوست جدید و مهربانم باران عزیز نوشتم


 

  چهارشنبه 13 مهر 1384                                                    نظرات ()

*****************************

  

 

 

 

 

 

 

 

 

Home
E-Mail


My photos :

 

www.flickr.com
This is a Flickr badge showing public photos from Vahid.Hm. Make your own badge here.


Links:



Archive :  

( اردیبهشت 1388 (1
( آبان 1387 (1
( شهریور 1387 (2
( اردیبهشت 1387 (1
( اسفند 1386 (2
( دی 1386 (1
( آبان 1386 (4
( مهر 1386 (1
( شهریور 1386 (2
( تیر 1386 (3
( خرداد 1386 (2
( اردیبهشت 1386 (4
( فروردین 1386 (3
( دی 1385 (1
( آبان 1385 (2
( مهر 1385 (4
( شهریور 1385 (6
( مرداد 1385 (5
( تیر 1385 (7
( خرداد 1385 (4


       Today :      
       Yesterday  
        All :            


Designer : Kavir